مطالعات اسلامی نوین در بستر مدرنیته

مطالعات اسلامی نوین در بستر مدرنیته

بازخوانی محورهای علمی شماره زمستان فصلنامه از زبان دکترحسن اصغرپور

بازخوانی محورهای علمی شماره زمستان فصلنامه از زبان دکترحسن اصغرپور(عضو هیات تحریریه فصلنامه و دانشیار گروه قرآن و حدیث دانشگاه شاهد)

مقدمه

در فضای فکری و علمی روزگار ما، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها، نسبت میان دین و مسائل نوپدید زندگی معاصر است. در این میان، هر کوششی که بتواند با رویکردی علمی، روشمند و درون‌دینی، ظرفیت‌های اسلام را در مواجهه با نیازها و پرسش‌های انسان امروز تبیین کند، از اهمیتی ویژه برخوردار است. نشریه «مطالعات اسلامی نوین در بستر مدرنیته» را می‌توان در همین چارچوب مورد توجه قرار داد؛ نشریه‌ای که می‌کوشد نسبت میان آموزه‌های اسلامی و اقتضائات جهان معاصر را با نگاهی تحلیلی و مسئله‌محور بررسی کند.

1. اسلام و امکان حضور در جهان معاصر

محور اصلی این رویکرد بر این مبنا استوار است که اسلام، به‌عنوان دینی جاودان و جامع، نه‌تنها در محدوده‌ای تاریخی و متعلق به گذشته خلاصه نمی‌شود، بلکه از توانایی لازم برای حضور در متن زندگی امروز نیز برخوردار است. مقصود از طرح اسلام در «بستر مدرنیته» آن نیست که دین در برابر الگوهای فکری و فرهنگی غرب جدید، از موضع انفعال قرار گیرد یا بی‌چون‌وچرا در چارچوب‌های سکولار تعریف شود؛ بلکه مقصود آن است که ظرفیت‌های اصیل و درونی معارف اسلامی برای پاسخ‌گویی به مسائل جدید آشکار گردد. به بیان دیگر، این رویکرد بر آن است که نشان دهد اسلام می‌تواند ضمن حفظ اصول و مبانی ثابت خود، در برابر تحولات زمانه حضوری فعال، سنجیده و راه‌گشا داشته باشد.

2. پرسش بنیادین: آیا اسلام پاسخ‌گوست؟

از جمله مباحث بنیادینی که در این چارچوب برجسته می‌شود، این پرسش است که آیا اسلام برای مسائل مستحدث و نیازهای نوپدید انسان معاصر، پاسخ معتبر و قابل دفاعی در اختیار دارد یا خیر. اهمیت این پرسش در آن است که بسیاری از مناقشات مربوط به کارآمدی دین، بر محور همین مسئله شکل می‌گیرند. پاسخ ارائه‌شده در این رویکرد، پاسخی ایجابی است؛ با این توضیح که دستیابی به چنین پاسخی، مستلزم فهمی عمیق، اجتهادی و زمان‌آگاه از متون و معارف دینی است. در این میان، تشخیص درست نسبت میان عناصر ثابت و متغیر در دین، نقشی اساسی ایفا می‌کند.

3. ثابتات و متغیرات در فهم دین

تفکیک میان ثوابت و متغیرات از مهم‌ترین پیش‌فرض‌های نظری در فهم پویایی دین به شمار می‌آید. ثوابت، ناظر به اصول اعتقادی، ارزش‌های اخلاقی و قواعد بنیادین شریعت‌اند؛ اموری که هویت دین را شکل می‌دهند و در گذر زمان دستخوش تغییر نمی‌شوند. در مقابل، متغیرات به عرصه‌هایی تعلق دارند که متناسب با شرایط زمان، مکان، عرف و ساختارهای اجتماعی، قابلیت تغییر و بازتنظیم دارند. درک این تمایز، از یک‌سو مانع جمود و ظاهرگرایی می‌شود و از سوی دیگر، از گرفتار شدن در نسبی‌گرایی و از دست رفتن اصول جلوگیری می‌کند. به همین دلیل، هرگونه سخن گفتن از کارآمدی اسلام در جهان معاصر، بدون توجه به این تفکیک بنیادین، ناقص و ناتمام خواهد بود.

4. دینداری در افق زندگی امروز

بر همین اساس، دینداری در جهان معاصر نیز نیازمند بازفهمی است. دینداری را نمی‌توان صرفاً در قالب مناسک فردی یا برخی نمودهای ظاهری خلاصه کرد؛ بلکه دینداری اصیل، مستلزم آن است که انسان مؤمن بتواند نسبت میان ایمان، ارزش‌ها و واقعیت‌های متحول زندگی را دریابد. این معنا از دینداری، به شناخت مسائل زمانه، فهم دقیق نیازهای جامعه، و توانایی عرضه‌ی پاسخ‌های متناسب با شرایط جدید نیاز دارد. بنابراین، آنچه در روزگار ما اهمیت می‌یابد، صرفاً تکرار گزاره‌های دینی نیست، بلکه نحوه‌ی حضور این گزاره‌ها در متن زندگی فردی و اجتماعی انسان معاصر است.

5. ضرورت مسئله‌مندی در پژوهش‌های اسلامی

ویژگی قابل توجه این رویکرد، توجه به مسئله‌مندی در پژوهش‌های اسلامی است. مطالعات دینی، آنگاه که از سطح مباحث صرفاً انتزاعی و غیرکاربردی فراتر می‌روند و با مسائل واقعی جامعه پیوند می‌یابند، می‌توانند سهمی مؤثر در حل مسائل فکری، فرهنگی و اجتماعی ایفا کنند. در همین چارچوب، پرداختن به موضوعاتی مانند سبک زندگی، روابط خانوادگی، تربیت نسل جدید، مسائل اعتقادی، چالش‌های فرهنگی و حتی ابعاد اجتماعی و سیاسی حیات انسان، نشان از آن دارد که نگاه مورد نظر، دینی را در نسبت با زندگی واقعی و نیازهای ملموس بشر امروز می‌فهمد.

6. خانواده و سبک زندگی در پرتو معارف اسلامی

از منظر این رویکرد، یکی از عرصه‌های مهم بازاندیشی دینی، حوزه خانواده و مناسبات اجتماعی است. برای مثال، مسائلی همچون تجمل‌گرایی و آثار آن بر روابط زوجین، تنها یک مسئله اقتصادی یا فرهنگی صرف نیست، بلکه از منظر دینی نیز قابل تحلیل است. گسترش روحیه‌ی مصرف‌زدگی، افزایش توقعات، فشارهای اقتصادی و فاصله گرفتن از الگوی اعتدال و قناعت، می‌تواند بنیان‌های زندگی مشترک را متأثر سازد. از این‌رو، تحلیل چنین موضوعاتی در بستر معارف اسلامی، تنها به بیان احکام محدود نمی‌شود، بلکه ناظر به ارائه‌ی الگویی متعادل و اخلاق‌محور برای زندگی است.

7. بازخوانی مباحث اعتقادی

در حوزه اعتقادی نیز بازخوانی مفاهیم بنیادین، بخشی از همین کوشش علمی محسوب می‌شود. موضوعاتی همچون معاد و نحوه‌ی فهم ابعاد جسمانی و روحانی آن، از جمله مباحثی هستند که هم در سنت کلامی اسلامی سابقه‌ای طولانی دارند و هم در جهان معاصر با پرسش‌ها و شبهات تازه‌ای مواجه‌اند. پرداختن به این مباحث، نشان‌دهنده‌ی آن است که اندیشه اسلامی همچنان ظرفیت آن را دارد که در گفت‌وگو با مسائل جدید، استدلال‌های خود را بازصورت‌بندی و تبیین کند.

8. خانواده به‌مثابه کانون تربیت و عاطفه

همچنین در این نگاه، خانواده نه صرفاً یک نهاد اجتماعی، بلکه یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تحقق ارزش‌های دینی تلقی می‌شود. توجه به نقش عاطفه، مدیریت احساسات، و جایگاه عناصر تربیتی و اخلاقی در پایداری خانواده، از همین منظر قابل فهم است. هنگامی که مطالعات اسلامی به این ابعاد نیز می‌پردازند، در واقع نشان می‌دهند که دین تنها در مقام توصیه‌های کلی ظاهر نمی‌شود، بلکه در تنظیم روابط انسانی و ساختن زیست اخلاقی نیز نقش‌آفرین است.

9. تربیت سیاسی و اجتماعی نسل آینده

از سوی دیگر، تربیت سیاسی و اجتماعی نسل‌های آینده نیز در این چارچوب جایگاهی مهم دارد. جامعه‌ای که از شهروندان آگاه، مسئول، اخلاق‌مدار و برخوردار از قدرت تحلیل برخوردار باشد، بهتر می‌تواند مسیر رشد و اصلاح را طی کند. از این حیث، بهره‌گیری از میراث اندیشه‌ورزانی که به اصلاح اجتماعی و بیداری اسلامی اندیشیده‌اند، می‌تواند افق‌های تازه‌ای را در پیوند میان دیانت، آگاهی اجتماعی و مسئولیت‌پذیری مدنی بگشاید.

10. پیشینه نواندیشی در جهان اسلام

نکته‌ی مهم دیگر آن است که این رویکرد، بر پشتوانه‌ای ریشه‌دار در سنت فکری جهان اسلام استوار است. تاریخ معاصر اندیشه اسلامی، چه در میان اهل سنت و چه در میان اندیشمندان شیعه، شاهد تلاش‌های فراوانی برای بازخوانی دین در نسبت با تحولات جدید بوده است. این کوشش‌ها نشان می‌دهد که مسئله‌ی نسبت دین و تجدد، موضوعی حاشیه‌ای و مقطعی نبوده، بلکه از مهم‌ترین دغدغه‌های فکری مسلمانان در دوران جدید به شمار آمده است. بر همین اساس، بازاندیشی در معارف اسلامی را باید ادامه‌ی مسیری دانست که هدف آن، صیانت از اصالت دین و در عین حال، حفظ قدرت پاسخ‌گویی آن در برابر مسائل زمان است.

11. پشتوانه قرآنی و روایی

در این میان، استناد به مبانی قرآنی و روایی، جایگاه ویژه‌ای دارد. بر اساس تعالیم اسلامی، قرآن کریم کتابی محدود به یک عصر و یک نسل نیست، بلکه کلامی زنده و هدایت‌گر برای همه دوران‌هاست. همین نگاه، بنیان نظری مهمی برای فهم پویایی اسلام فراهم می‌آورد. اگر قرآن برای همه‌ی زمان‌هاست، پس فهم دینی نیز باید ظرفیت آن را داشته باشد که در هر دوره، نسبت خود را با پرسش‌های تازه بازتعریف کند. چنین برداشتی، نه به معنای تغییر اصول دین، بلکه به معنای تعمیق و روزآمدسازی فهم از آن اصول در بستر مسائل واقعی است.

حاصل سخن از شماره نهایی

برآیند این مباحث را می‌توان در این نکته خلاصه کرد که اسلام، در ذات خود، دینی پویا، زنده و برخوردار از ظرفیت‌های گسترده برای هدایت فرد و جامعه است. آنچه اهمیت دارد، نحوه‌ی فهم و عرضه‌ی این ظرفیت‌هاست. اگر مطالعات اسلامی با رویکردی روشمند، علمی و مسئله‌محور سامان یابند، خواهند توانست نقشی مؤثر در کاهش شکاف میان معارف دینی و نیازهای روز ایفا کنند. در مقابل، اگر فهم دین از واقعیت‌های زندگی معاصر فاصله بگیرد، طبیعی است که کارآمدی آن در ساحت اجتماعی و فرهنگی نیز کمتر به چشم آید.

از این منظر، اهمیت چنین نشریاتی در آن است که می‌کوشند میان میراث غنی اسلامی و مسائل انضمامی جهان امروز پیوند برقرار کنند. این پیوند، نه به معنای عدول از مبانی و نه به معنای تسلیم در برابر تحولات سطحی زمانه است؛ بلکه تلاشی است برای آنکه معارف اسلامی، با حفظ هویت و اصالت خود، در افق مسائل امروز بازخوانی و عرضه شوند. چنین تلاشی، اگر با دقت علمی، اتقان روش‌شناختی و فهمی عمیق از سنت همراه باشد، می‌تواند در تقویت اندیشه دینی و ارتقای سطح گفت‌وگوی علمی در جامعه نقش‌آفرین باشد.

طرح نسبت اسلام و مدرنیته، در این چارچوب، تلاشی برای اثبات توانمندی دین در برابر پرسش‌های جدید است؛ تلاشی که می‌خواهد نشان دهد اسلام نه دینی منزوی و ناظر به گذشته، بلکه آیینی دارای قدرت تفسیر، هدایت و تنظیم زندگی در جهان معاصر است. بر این اساس، هر پژوهش و هر نشریه‌ای که بتواند این نسبت را با دقت، عمق و انصاف علمی تبیین کند، گامی مؤثر در مسیر اعتلای مطالعات اسلامی و نزدیک‌تر شدن معارف دینی به مسائل واقعی انسان امروز برداشته است.

#فصلنامه_مطالعات_اسلامی_نوین#مطالعات_اسلامی_نوین#اسلام_و_مدرنیته

#JournalOfContemporaryIslamicStudiesInTheContextOfModernity#JournalOfContemporaryIslamicStudies

#عارف_میرزازاده#نجم_الدینی#مطالعات_اسلامی#قرآن_و_حدیث#علوم_قرآنی

#IslamicStudies#IslamAndModernity#AcademicResearch#PeerReviewedJournal